لایوتوییت مزیدی قسمت سوم:امشب راس ساعت ۱۰ به وقت تهران. به دوستان خود بگویید about 2 hours ago
من میرم حموم.برگشتم توییتر-فرندفیدو کویت کرده باشین تا من با خیال راحت چاک دهنمو وا کنم :)) 03:22 PM October 12, 2008
قست سوم لایو توییت کمی تا قسمتی سانسوری داره :) واسه همین لازمه که الوات فرندفید هم باشن. امشب همه بچه مثبتن . روم نمیشه :) 02:40 PM October 12, 2008
اگر امشب تعداد حضار گرامی فرندفید و توییتر به حد نصاب برسد قسمت سوم داستان را لایو توییت خواهم کرد :) 09:20 AM October 12, 2008
خب من قبل از این که لخت و عور بپرم اون وسط با گاز خنده اور ناک اوتم کردن. نامردا :)))))))))) 07:17 AM October 12, 2008
[persiantel] Hi my name is Ali by iran. 06:53 AM October 12, 2008
[persiantel] Hi. my name is Ali 06:48 AM October 12, 2008
[slowmotions] ok,thanx 10:56 PM October 11, 2008
یادته؟...بسه دیگه عزیزم...فردا روز اول شیمی درمانیه..قول میدم بقیه شو شبهای بعد بهت بگم.الان باید بخوابی.خسته شدی.شب بخیر 03:34 PM October 09, 2008
یادته؟ هر وقت غصه دار بودم می زدی تو سرم می گفتی: باز چیه جناب فیلسوف؟ سقراط به خوابت اومده یا بقراط؟ 03:31 PM October 09, 2008
یادته؟ همیشه بهم می گفتی حالت بهم می خوره از دروغ گفتن.تو تموم این سالها حتی یه دروغم ازت نشنیدم...البته چاخان میکردی: می گفتی دوسم داری 03:28 PM October 09, 2008
یادته؟ همه می رفتن سینما و تیاتر و کافی شاپ و... اما تو عاشق حیوونا بودی و مجبورم می کردی بریم دیدنشون:تو پارک تو باغ وحش تو خیابون.... 03:23 PM October 09, 2008
یادته؟ بخاطر من همه عطرو ادکلنارو بی خیال شدی. اما هیچ وقت نتونستی یه بو رو ازم بگیری:رنگ و روغن نقاشیات.به اجبار من اتاقت همیشه بوشو میداد 03:13 PM October 09, 2008
یادته؟اولین بار ازم پرسیدی چقد دوسم داری چی گفتم؟ ۱۷ دقیقه نگات کردم تا یارو گارسون اومد وزوز کرد و نجاتم داد. بعدها همش می گفتی ۱۷تا!نبود؟ 03:04 PM October 09, 2008
یادته؟ گفتی از سیگار متنفری. اما دلت میخواد سیگار کشیدنمو ببینی. واست کشیدم دلم نیومد بهت بگم آسم شدید دارم.همیشه از یاداوریش کفری می شدی 02:57 PM October 09, 2008
یادته؟ تو خیابون بلند بلند می خندیدی حرص می خوردم بازم می خندیدی. حرص می خوردم بازم ...اما هیچ وقت بهت نگفتم دلم غنج می رفت واسه اون خنده ها 02:55 PM October 09, 2008
یادته؟ دیوونگیهای تو همیشه ظریف بود اما مال من خرکی بود. یادته یه بار بهت پیشنهاد دادم تموم ولی عصرو پیاده بریم.خندیدی اما تا تهشو اومدی. 02:52 PM October 09, 2008
یادته؟ اولین هدیه ایه که بهم دادی یه کاریکاتور بود از قیافم. در زندگیم هیچ چیزی مثل این نقاشی حرصمو در نمی اره. اما هنوز عزیزترین داراییمه 02:48 PM October 09, 2008
یادته؟ در تمام این سالها ازت می پرسیدم در اون لحظه اول چی شد که به لباسم گیر دادی؟ همیشه می خندیدی و می گفتی خودمم نمی دونم 02:44 PM October 09, 2008